بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى
آئينه بينايان 63
مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )
است بوجود اختيار و شعور فىالجمله ولى سابقا گفته شد كه بنا بفرموده عرفاء متأخرين و حضرت سلطان العارفين شيخ صفى الدين موسوى ( قس ) تواجد حركت نفسى است و مقدم است بر وجد و ليكن ممكن است بقيه از وجد در مجذوبان بميراث گذارد تواجد را در وقت زوال وجد ، اگرچه در حال ترقى سالك بوجود ناميده مىگردد و بعبارة اخرى براى مجذوبان سالك كه مصنف ره از آن جمله است وجد كه مقام عالى است مقدم است از تواجد كه سير ايشان معكوسى است . قوله « و الحركات مختلفة » حركات مختلفند بحسب انواع در هركدام از افراد سالك مجذوب يا بالعكس ولى در شخص واحد گاهى حركات آن متوافق و بر يك وتيره است پس قومى را طرب غالب و حركتشان پاكوبى و دستافشانى است بىاختيار و برخى را حركت با زانو و حركت دورى است مثل آسيا و دولاب چنانچه حارثه انصارى ره در اخبار كافى و مثل زيد در فرمايش بعضى بزرگان دين كه فرموده گفت پيغمبر صباحى زيد را * كيف اصبحت اى رفيق باصفا و بعضى را لرزه شديد مثل درختى كه باد تند حركت دهد كه حضرت مولاى كل سلام اللّه عليه در وصف ايشان فرموده « مادوا كما يميد الشّجر يوم الرّيح العاصف « 1 » و بعضى را فقط حركت سر است و بعضى خود را مست و لا يعقل به ديوار و زمين زده ، حركات بيخودانه دارند مثل گوى با چوگان . همچو سنك آسيا اندر مدار * روز و شب نالان و گردان بىقرار و بعضى را حركت با حال گريه ، و برخى با خنده ، و همه اينها تابع حركت و حيات دل است الغرض تا نچشى ندانى گاه همچون ابر در گريه ز غم * گاه مىخندد چو برقى از كرم حضرت مولوى معنوى قس فرموده چون رهند از نقص خود رقصى كنند * بحرها در شورشان كف مىزنند و هى عجز البشريّة و ضعف النّفوس عند ورد الغيبية يعنى حركت يا احوال عجز بشريّت است از طاقت ، بجهة غلبه حال ، و ضعف نفوس در هنگام ورود امر باطنى از غيب كه نشان آن حالت مىشود يا در وقت غيبت از پندار نفس خود
--> ( 1 ) يعنى مىلرزند چنانچه درخت با تندباد مىلرزد .